|
چندوقتیه تا می خوام با یکی جددی بحث کنم...یعنی هر موقع می خوام عقاید واقعیمو به یکی بگم...بهم میگه معلم دینی + نوشته شده در سه شنبه 1386/10/25 21:15 توسط Stuart |
منتظری چیزی بخونی الان؟!!! + نوشته شده در دوشنبه 1386/10/24 22:51 توسط Stuart |
امتحانارو یکی پس از دیگری گند می زنم!!!!!!!!!!!!!!!! + نوشته شده در یکشنبه 1386/10/23 14:7 توسط Stuart |
من داشتم طبق روال تو وبلاگای بروبچ می چرخیدم که ناگهان چشمم خورد به وبلاگ پت و مت(!)(مملی و سمیر...!؟...و یا هر اسمی که خودتون فکر می کنید مناسبتره!) خلاصه دیدم سمیرا یه حرکتی انجام داده که بانمکه منتها به تکمیل و تصحیح نیاز داره و اگه یه نفر یه کم پر و بال بهش بده می تونه به راحتی پرواز کنه!! + نوشته شده در پنجشنبه 1386/10/20 21:58 توسط Stuart |
می خوام دو تا پشت سر هم آپ کنم....به تو چه؟!!! حالا دخترای مهر!!!...چون خیلی خوشم میاد ازشون!: + نوشته شده در پنجشنبه 1386/10/13 17:2 توسط Stuart |
شاهکار ادبیات جهان:شب بود و خورشید به روشنی می درخشید ٬ پیرمردی جوان ٬ یکه و تنها همراه با خانواده اش در سکوت گوشخراش شب قدم زنان نشسته بود!
باحال بود دیگه خدایی!!! + نوشته شده در پنجشنبه 1386/10/13 16:36 توسط Stuart |
|