me,myself and I
- دو خدا وجود دارد. خدايي كه استادان دانشگاه به ما مي آموزند ، و خدايي كه خود به ما مي آموزد. خدايي كه مردم هميشه درباره اش صحبت مي كنند ، و خدايي كه خود با ما سخن مي گويد. خدايي كه هراسيدن از او را آموخته ايم ، و خدايي كه از عطوفت با ما سخن مي گويد. دو خدا وجود دارد. خدايي كه در بلنداست ، و خدايي كه در زندگي روزمره ي ما وجود دارد. خدايي كه از ما مي طلبد ، و خدايي كه قرضهاي ما را مي بخشد. خدايي كه ما را با آتش دوزخ تهديد مي كند ، و خدايي كه بهترين راه را نشان ما مي دهد. دو خدا وجود دارد. خدايي كه ما را زير بار گناهانمان خرد مي كند ، و خدايي كه با عشق خويش ما را آزاد مي سازد. استاد مي گويد: - بنويس! چه يك نامه، خاطرات روزانه، يا يادداشتي موقع صحبت با تلفن- اما بنويس! با نوشتن به خدا و به ديگران نزديك تر مي شويم. اگر مي خواهي نقش خودت را در دنيا بهتر بفهمي، بنويس. سعي كن روحت را در نوشته ات بذاري، حتا اگر هيچكس كارت را نمي خواند - يا بدتر، حتا اگر كسي چيزي را بخواند كه نمي خواهي خوانده شود. همين نوشتن به ما كمك مي كند افكارمان را تنظيم كنيم و پيرامونمان را واضح تر ببينيم. يك كاغذ و قلم معجزه مي كند - درد را تسكين مي دهد، روياها را تحقق مي بخشد و اميدهاي از دست رفته را بازمي گرداند. كلمه قدرت است. --------- من دوس دارم وبلاگم حرفای خودم باشه منتها این خیلی جالب بود برام ... یه جورایی حرف دلم بود واسه همین نوشتم! اول یه آهنگ تقدیم به سمیرا که عشق این آهنگس ... منم خیلی دوسش دارم ... سمیرا رو نه ها ... آهنگه رو!! تف به اون یکی وبلاگه که باز نشد! همین جوری حال کردم اینم پاک کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! پ.ن ۱: دیروز مبینا زنگ زد خونمون یه حرفایی زد که از این که اون پست قبلیه رو پاکیدم خفن پشیمون شدم!! خیلی خیلی زیاد! همین! 
اون متنی که راحیل نوشته کپیه بابا فکر نکنم تا حالا اصلن به این موضوع فکر کرده باشه
مگه نه راحیل؟
شنبه ی هفته ی بعد؟! ... نه نه یه شنبس؟! آره مامانم میگه ۱شنبس! ساعت : هشت و چهارده دقیقه ی صبح!!...البته الان دارم فکر می کنم تا بنویسم طول می کشه!!
اولا که سلام فاز و نسیم عزیز نظراتون بسیار بسیار قشنگه!!!
دوما که وایسین فکر کنم جوابتونو بدم!!!
وایسین یه جور دیگه بگم!!
ببین ... مرگ هست و منم نمیگم نیس!...هممون یه روز می میریم... البته مرگ به معنای پایان کامل زندگی نیستا...می دونیم که یه جای دیگه دوباره زندگی می کنیم...حالا فعلا وارد اون بحث نمیشم!
اما واسه چی باید بهش فکر کنیم!؟؟!؟!
واسه اینکه عذاب وجدان بگیریم؟!؟!
واسه اینکه نتونیم از زندگی لذت ببریم؟!!؟
واسه چییی؟!
نه جددا چرا!؟
خب چرا باید بهش فکر کنیم؟!!
که چی بشه؟!!
دیر یا زود هممون می میریم ... قبول دارم!... اما به فکر کردن بهش نه!
چرا فکر می کنیم (می کنید؟!) یا باید از دنیا لذت ببریم یا آخرت!؟
چرا سعی نکنیم دو تاشو با هم داشته باشیم!؟
چرا فکر می کنیم دوست پسر داشتن حرومه!!!! اما غیبت و تهمت و ... هیچ اشکالی نداره!!!
چرا بعضی گناها رو انقدر بزرگ کردیم در صورتی که هیچ جای دنیا این جوری نیس!
چرا؟!
نمی دونی؟!
ولی من می دونم!!
چون پدر مادرامون بهمون گفتن!
چون اونا هم از پدر مادراشون شنیدن!
چون یه سری افکار مزخرف و بچگونه (واقعا بچگونه! ) داره نسل به نسل بهمون منتقل میشه!
من نمیگم اونا اشتباه می کنن!
نه ! ... اونا کاملا درست می کنن (می گن!!) چون این جوری بزرگ شدن!
چون توانایی فکر کردن نداشتن!
یا نخواستن فکر کنن!
هر چی شنیدن گفتن چشم!...و چقدر درست و جالب !
اما من نمی خوام این جوری باشم!
من خودم قدرت تفکر و از همه مهمتر قدرت اختیار دارم!
من خودم فکر می کنم!
تا حالا چقدر نشستی فکر کردی به خدا؟!
برخلاف نظر نسیم اتفاقا من فکر کردم!
خیلی زیاد!
خیلی زیادتر از اون چیزایی که شماها کردین!
چرا فکر می کنی بهشت و جهنم واقعیه؟!!
هنوز افکار بچگونه ی قدیمیا!
ولی اون جوری که شماها فکر می کنین نیس!
خدا بهشت و جهنم و گفته که فقط بتونه به مردم احمق اون زمان بفهمونه!
فقط یه مثال!
جهنم یه مثال ز عذاب وجدان خودمونه!...جهنم افکارای خودمونه که خودمون واسه خودمون درست می کنیم!
فقط همین!
هیچ آتیشی وجود نداره که ما رو بسوزونه!
ما خودمون خودمونو می سوزونیم!!
ولی من نمی خوام!
!!
من دوس دارم با عقاید خودم زندگی کنم!
اون جوری که خودم فکر می کنم درسته!
اون جوری که خدای خودم... خدایی که تو قلبمه ... همیشه باهامه ... داره بهم میگه!
نه خدایی که مردم ایران ازش حرف می زنن!
ما با اونا فرق داریم!
اونا واقعا نمی فهمیدن!
ولی ما می فهمیم!
فقط کافیه مخمونو به کار بگیریم!
فقط کافیه یه کم فکر کنیم!
حتی روزی یه ساعت!
اون وقت ببین خدا چه جوری میاد کمکت!
آره مرگ هست!
منم بهش فکر کردم!
اما نه اینکه زندگیمو تلف کنم چون می خوام بمیرم!
من می خوام بهترین باشم!
می خوام یه جوری بمیرم که زنده بمونم!
می خوام بزرگ باشم ... بزرگ بمیرم!
و این بهترین هدفیه که می تونم داشته باشم!
و همه هم تاییدم می کنن!
و مطمئن باش!
اصلا شک نکن!
می تونم متفاوت باشم با همه!
حتی تو مرگم!
می تونم خیلی متفاوت باشم!
و میشم!
و مطمئن باش که آیندم خیلی درخشانتر از خیلیاس!
اینو شک نکن!![]()
![]()
خودکشی سگ کیه؟!!
دپرسی کیلویی چنده؟!
من اومدم!!!!
بیگی منو!
![]()
خب مثل اینکه آهنگ آماده نیست!!! ( به جون خودم وبلاگه که از توش می خواستم کپی کنم باز نمیشه!...کلا دزدی به من نیومده!! )
اشکال نداره حالا!!
این یکی رو حال کنید:
سروش هيچ کس : 09123045650 رضا پيشرو : 09126275862 حسين تهي : 09329510111 سينا نرگال : 09125342749 حسين ابليس : 09156437687 سامان فينچر : 09125342749 بابک تيغه : 09122276501 امير تتلو : 09123702067 پارسا دياکو : 09121395668 شاهين فلاکت : 09329169569 ساسي شيدي : 09124617732 آهورا : 09122347680 حسام استپس : 09122796320 پارازيت : 09111544572 بيباک : 09126543287 سعيد توپاک : 09125879347 داريا : 02177459712 کامي ام سي : 09122503820 افشين يار : 09123434763 برمودا 09329153677 زیپو 09329030827 اعدام 09125705212 09329147970 گیوتین 09324106209 امپرو 09126335421 نیما
اه!!!
حالا بعدا می زارمش!
تصمیم گرفتم کلی عکس از عشقم رضا پیشرو بزارم براتون حال کنید!
حالا شایدم نزارم!!!
ولی سعی می کنم بزارم!
همین دیگه!!!
برید حال کنید!
![]()
![]()
پ.ن ۲: چه حالی میده آدم بشینه کلی بنویسه بعد یه هو همرو بپکونه!!!
پ.ن ۳: بعضی موقع ها دلم می خواد به یکی فحش بدم!...نمی دونم چرا!!!
پ.ن ۴: تاریک ترین لحظه ٬ لحظه ی قبل از طلوع خورشید است!!!
پ.ن ۵: نزدیک بود کیمیا وبلاگمو بپکونه داشتم سکته می کردم!!
پ.ن ۶: دلم واسه دوستام تنگ شده!!!
پ.ن ۷: همین دیگه!
پ.ن ۸: واااااااا!...چرا این جوری نگاه می کنی؟! ... دیوونه خودتی!
پ.ن ۹: بچه مگه تو بیکاری میای چرت و پرتای منو می خونی!
پ.ن ۱۰: برو خونتون دیگه!!
پ.ن ۱۱: دوستتون دارم!
پ.ن ۱۲: لاو...لاو...لاو...لاو...لاو!![]()
پ.ن ۱۳:
!!!!
پ.ن ۱۴: ![]()
![]()
پ.ن ۱۵: الان کاملا مشخصه من حالم نرمال نیس؟!! ![]()
![]()
این پست به دلیل برخی مسایل امنیتی پاک شد!!!!
| Design By : Night Skin |

